بوده‌اند، در مقام تمثيل درست است‌. دو زمينه تاحدي بر هم منطبق بودند و كسي نمي‌توانست‌ بدون داشتن اطلاعات كلامي فقيه خوبي شود، يا برعكس‌. وجه تسميه‌ٴ شعاير آن بود كه بر محور شعاير ديني قرار گرفت و اين همان زمينه‌اي بود كه حقوق والاهيات به يكديگر از هميشه‌ نزديك‌تر بودند و نمي‌شد آنها را جدا كرد.
بهترين دليل اين‌كه كتاب منلوزون پاسخ‌گوي نيازي بود، شهرت آن است وگواه آن نسخه‌هاي‌ فراوانش و اشاراتي است كه در ساير آثار سده‌هاي چهاردهم و پانزدهم بدان شده است‌. ولي‌ شعاير چاپ نشد و از اين رو، پس از سده‌ٴ پانزدهم تأثير آن به سرعت رو به زوال رفت‌.
منلوزون اغلب در شرح هايش به گذشته‌هاي تاريخي برمي‌گردد. مثلاً در كتاب وسيله درباره‌ٴ منشأ دين يهود و اسلام بحث مي‌كند و شرح حال حضرت محمد را مي‌دهد.

ژان پـاريسـي‌

ژان پاريسي دومينيكي فرانسوي‌، پيرو توما، شخصيت اجتماعي (حدود 1269 ـ 1306) ملقب‌ به خر خسته‌، زبان‌بسته و چرتي‌. امكان دارد كيدورد (Quidort = زبان‌بسته‌، گنگ‌، خاموش‌) نام‌ خانوادگي او باشد؛ اين يك نام خانوادگي پاريسي است و او هم پاريسي بود. او در سال 1290 فارغ‌التحصيل مدرسه‌ٴ هنرها در پاريس بود و اين مستلزم آن است كه پيش از سال 1269 زاده‌ شده باشد و پيش از سال 1284 به دانشگاه برود. در سال 1290 هنوز به دومينيكيان نپيوسته‌ بود. در سال 1303 او از دومينيكيان صومعه‌ٴ سن ژاك بود و سه تن ديگر كه همراه او از آنان نام‌ برده‌اند عبارت‌اند از دوران سن پورسني‌، هروه نِـدِلِـك و ژاك لوزاني‌،1 او در سال 1304 در الاهيات ليسانس گرفت‌. به‌خاطر عقايدش در زمينه‌ٴ تناول القربان دچار دردسر شد. به پاپ پناه‌ برد و در هنگام سفر به آوينيون در 22 سپتامبر 1306 در بردو وفات يافت‌.
شهرت او بيشتر بدان سبب است كه در اواخر سال 1302 (يا اوايل 1303) كتابي نوشت‌ درباب قدرت سلاطين و پاپ و در آن دربرابر بونيفاكيوس هشتم جانب فيليپ زيبا را گرفت‌. پاپ‌ حقي بر امور دنيوي ندارد و بر قدرت روحاني او نيز بايد يك شوراي عالي نظارت كند. اسقفان و كشيشان خادمان كليسايند نه پاپ‌. دولت و كليسا دو قلمرو جداگانه‌اند. قدرت روحاني پاپ‌ هرگز با اين وضوح و قوت مورد بررسي قرار نگرفته و محدود نشده بود. ترجمه‌ٴ فرانسه‌اي از رساله‌ٴ او به قلم رائول دو پرالا (نسخه‌ٴ سده‌ٴ پانزدهم در ليون‌) در دست است‌.
او درسال 1303 همراه بسياري از دومينيكيان پاريس انعقاد شورايي عمومي را خواستار شد.
ژان در سال 1304 رساله‌اي در چگونگي اجراي مراسم ديني نوشت كه در آن از اصول‌ عرضه شده به اهتمام اينوكنتيوس سوم (پاپ 1198 ـ 1216) تخطي كرده بود. او به الحاد متهم‌


1. دومينيكي سويسي (متوفا 1321)، موٴلف شرح‌هاي مفصلي بر كتاب مقدس و عبارت‌.